دکترنورعلی تابنده : خداوند یک وظیفه ای به گردنم گذاشته ، که نه استعفا دارد نه فراموشی

۶۷۶

خیلی متشکرم از همه خانمها و آقایان
جمعیت آقایان و خانمها ، قاعدتا کافیه که یک نفر که بیمار باشد او را کم کم خوب کنند ظاهرا، یا بالعکس.
ولی در واقع هر دوی اینها به «کَرَم خدا» بسته است.
کَرَم خدا را هم ، خدا هم جوری می کند که کَرَمش بعضی وقتا بفهماند بعضی وقتا نه.
مثلا من خودم از تنهایی خودم بیمار می شوم ، از تنهایی، بیمار هم باشم ، بدتر میشوم.
خداوند دلهای دوستان ، دلهای اخوان و خانمها را به من مهربان می کند که بیایند و من احساس تنهایی نکنم این محبت از شماست، ولی خداوند آن کاری که می خواهد بکند به دل شماها برات کرده، به شماها گفته که و بعضا به پدر و مادرتان، شما بروید دانشکده طب تحصیل طب … و درس بخوانید ، بتوانیدحالا تشریف بیاورید انجا که من مثلا ممنون باشم؛ من را خدا می خواهد نجات دهد از این طریق نجات می دهد.
یا هر کدام از شماها از مریض های خودتان شفا … به هر جهت خیلی متشکرم.
من دیگه از بس این جلسات حرف زدم ، خسته شده ام ، خجالت هم می کشم که حرفی نزنم.
ولی منتظرم شماها ح … در دو سه کلمه عرض کنم که عمر را خدا می داند ، هیچکس هم نمی داند کی زنده خواهد شد ؟ کی زنده نخواهد شد؟ یعنی کی خواهد مرد کی نه ؟
من تا زنده ام که خوب، همان اول هم گفتم ، خداوند یک وظیفه ای به گردنم گذاشته ، که نه استعفا دارد نه فراموشی دارد نه … هیچ کسی باید … از خدا می خواهم که به من دست و پا و عقل و فکری بدهد که تا آخر عمرم وظیفه ام را انجام دهم، بنابراین از حالا فکر اینکه بعد از من کی خواهد شد ، همان کسی که فکر می کند معلوم نیست بعد از منی باشد، زنده باشه. هیچ از این فکرا نکنید. همین لحظه را غنیمت بدانید. عرضی ندارم دیگه.

تاریخ سخنرانی ۱٣ آبان ۱٣۹۶