دردِ فراق برگرفته از دیوان شمس؛ زبان حالِ مهرداد صیامی

74

دیوان شمس مولوی :

حال ما بی آن مه زیبا مپرس

آنچه رفت از عشق او بر‌ما مپرس

زیر و بالا از رخش پر نور بین

قصه آن قد و آن بالا مپرس

گوهر‌اشکم نگر از رشک عشق

وز صفا و موج آن دریا مپرس

در میان خون ما پا در منه

هیچم از صفرا و از سودا مپرس

خون دل می بین و با کس دم مزن

وز نگار شنگ پر غوغا مپرس

صد هزاران مرغ دل پر‌کنده بین

تو زکوه قاف و از عنقا مپرس

صد قیامت در بلای عشق اوست

در نگر از امروز از فردا مپرس