حصر یا محدودیت؛ «تفاوت این دو کلمه در چیست؟»

113

براستی آیا این دو کلمه مترادف هم هستند که عده ای اصرار بر استفاده ی مترادف حصر یعنی محدودیت را دارند؟!

اساسا چرا نمایندگان اربعه که خود را نمایندگان افتخاری دراویش میخوانند و یا حتی عده ای زیادی دیگر به تبعیت از برخی افراد ، تعمدا کلمه «محدودیت» به جای «حصر» دکتر نورعلی تابنده دارند؟!

این در حالی است که اکثر حقوقدان‌های کشور و بین الملل و حتی سیاستمداران ، از واژه « حصر » برای دکتر نورعلی تابنده بکار برده اند.

نمونه اخیر آن گزارشگران سازمان ملل هم ایشان را محصور خواند.

با همه این اوصاف این کلمه حقوقی و سیاسی ظاهراً در بین کاربران تخصصی خود واضح و مشخص تعریف شده است و ما اگر بخواهیم تعریف دوباره ای داشته باشیم شاید بتوانیم «حصر » را نوعی کنترل محدود فرد بدانیم که عموما توسط صاحبان قدرت خودکامه به حوزه آزادی یک شخص بیان میشود، که محدودیت جغرافیایی برای وی بنوعی حصار تعیین میشود، به‌طور معمول اگر ارتباطات الکترونیکی مجاز باشد، یقیناً مکالمات و ارتباطات کنترل و شنود می‌شود.

ماهاتما گاندی، محمد مصدق ، گالیله ، ابن هیثم و…از افرادی هستند که نامشان را در زمره محصورین اعصار مختلف میتوان نام برده شده است.

اما چرا اصرار میکننددکتر نورعلی تابنده را  بین هوادارانش «محصور» جلوه ندهند؟!

محدودیت های دکتر تابنده در دوران تصدی رهبری معنوی اش در سلسله گنابادی، از همان ابتدا شروع شد.

وی در حالیکه برای مراسم چهلمین روز درگذشت ، سلف خود «محبوبعلیشاه» در سال ۱۳۷۵ به مشهد سفر میکرد، نیروهای امنیتی از مسافرت وی از مهر آباد به مشهد و بیدخت ممانعت به عمل آوردند، این محدودیت ها باز در سفر دیگر ایشان برای مراسم فرزندانشان وقتی از مشهد به بیدخت عازم بود، با کشیدن اسلحه بروی وی مانع شرکت در مراسم ازدواج فرزندش در شهر گناباد شدند.

این محدودیت ها در مهر ماه ۱۳۸۶ به بعد شدت پیدا کرد و نیروهای امنیتی و پلیس ضد شورش سعی کردند به زور وی را از بیدخت به تهران منتقل کنند که با اجتماع مردم بیدخت و دراویش ممکن نشد، ولی بلاخره در سال ۱۳۸۷ ، وی را در علی آباد بیدخت متوقف و با چهل نیروی امنیتی به مشهد و سپس به تهران منتقل کردند.

از سال ۸۹ حصار و محدودیت آقای دکتر تابنده باز هم بیشتر شد و حتی مانع سفر وی به کلاردشت نیز شدند، رفته رفته حلقه محاصره را تنگ تر کردند، بطوریکه با ایجاد سناریوی گلستان هفتم بالکل ، رفت آمد کنترل ، فیلم و تصویر سانسور شده و قطره ای و عملا حصر خانگی را رقم زدند.

با توجه به بار مسئولیت حقوقی واژه حصر برای نیروهای امنیتی و بالطبع حاکمیت ، برای فرار از بار حقوقی حصر ، سعی کرده اند، در نمایش های جداگانه در دو-سه نوبت ، تردد ایشان را در بیمارستان آزاد جلوه دهند، حتی حصر و کنترل منزل را تمامی نگهبانان و ماشین های پلیس نوپو که در جلوی منزل ایشان گمارده شده اند، را تقاضای نمایندگان افتخاری اربعه دراویش القا میکنند؟!

بقلم : م. خ.

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.