نگاهی دیگر بر مرقومه دکتر نورعلی تابنده در بیان شأن و منزلت «یکی از ذخایر ایرانیها» بقلم بربط

۶۰۵

روز یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷ از قسمتی از دستخط مبارک دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه قطب درویشان طریقت گنابادی رونمایی شد.

دستخط مبارک بندگان حضرت آقای مجذوبعلیشاه
دستخط مبارک بندگان حضرت آقای مجذوبعلیشاه

بندگان حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده در شأن و منزلت آقای دکتر سیدمصطفی آزمایش مرقوم فرموده اند :

آقای دکتر آزمایش از ذخایر ادبی ،عرفانی و معنوی ایرانیها هستند. خدمتشان در راه عرفان و مبارزه با جهل (تبعا با جاهل ) موردعلاقه و تأییداست (دکترنورعلی تابنده)

محل امضامبارک

  • ذخایر ادبی ، عرفانی و معنوی ایرانیها

در همین یک خط و نیم از مرقومه دکترنورعلی تابنده ، ایشان در بیان جایگاه و منزلت دکتر سیدمصطفی آزمایش واژه «ذخائر» را بکار برده اند.

ذخیره (واژه یاب) در فرهنگ ادبیات فارسی معانی خاصی دارد :

از آنجمله به اندوخته ، پس انداز ، معلومات ، افکار ، پول ، مال ، طلا ، آنکه می تواند در صورت غیبت یا کناره گیری عضوی از یک گروه جانشین او شود. آنکه بخاطر بوجود آمدن نیاز جنگی به خدمت در ارتش فراخوانده میشود.

وقتی صحبت از ذخیره به میان می آید ، در کنار خود مفهوم گنجینه را نیز تداعی می کند. ذخیره همان چیزی است که به علت ارزش و اهمیت ، با نهایت دقت و ظرافت در گوشه ای می نهیم و به آن سرکشی می کنیم که طیب خاطر یافته که مورد دست اندازی قرار نگیرد. اما کاملا اشراف داریم که ذخیره با حفظ در گنجینه به خودی خود از مقدار و ارزش و اعتبارش کم نمی شود. این ذخیره در شرایط اضطرار و به وقت مناسب همواره قابل رجوع است و میتوان از آن بهره مند شد ، اگر مقصود از ذخیره یک امر مادی باشد دست اندازی و استفاده و تصرف در آن از مقدار آن کم می کند اما ا گر ذخیره مقصود امور معنوی باشد (عرفان ، ادب ، معنویت) با گذر زمان بر ارزش آن افزوده می گردد … لذا از آنجا که در امور معنوی این ذخیره شیئیت نداشته که در صندوقچه یا گاوصندوق نگهداری شود (گنجینه) فلذا همچون منبع و سرچشمه ای که از خود جز خوبی نمی تراود قابل دسترسی و استناد است و میتوان به فراخور نیاز از آن مستفیض گشت بدون آنکه از مقدار آن کاسته شود …

البته در واژگان مصطح وقتی این لغت در کنار واژگانی چون “ادبی ، عرفانی و معنوی” بکار می رود، مفهومی فراتر یافته و تکلیف مخاطب را روشن می کند.

اهمیت بررسی این واژگان در چیست؟

دکتر نورعلی تابنده با درایتی که همگان از ایشان سراغ دارند و براستی و بنابر اذعان شاگردان ، ارادتمندان ، مریدان و پیروانشان خود از گنجینه ها و ذخائر عظیم ایرانیان در عرصه های مختلف هستند، وقتی این چنین دکترآزمایش را مورد تأیید قرار می دهند تأکید می کنم «مورد تأیید» قرار می دهند یعنی آنچه ایشان فرموده اند مختص زمان و مکان خاصی نیست و از لحظه اظهار چنین فرمایش و مرقومه مبارکی اوصاف شامل شخص مورد اشاره در مرقومه شده تا به ابد. خاصّه آنکه مرقومه ایشان بدون ذکر تاریخ است.

یک نفر سؤال می کرد که این مرقومه به چه تاریخی نگاشته شده است؟

بنده در پاسخ عرض کردم این مثل این است که بگوییم حافظ و سعدی و مولانا تا کی بعنوان ذخیره معنوی ، ادبی و عرفانی ایران بشمار می روند؟! خوب از زمانیکه شخصی به چنین جایگاهی از سوی بزرگ زمان دست می یابد تا ابدالدهر بعنوان ذخیره و گنجینه عرفان و ادب و معنویت می توان بوی و آموزه هایش رجوع کرد حتی در صورت ترک قالب جسمانی.

خاصّه آنکه دکترنورعلی تابنده مجذوبعلیشاه با درایت خاصی تاریخ مشخصی را در این مرقومه ذکر نفرموده اند.

در امور فقهی چنانچه متنی فاقد تاریخ باشد، آن متن می تواند مورد وثوق برای هر زمانی واقع گردد و ارجحیت خواهد یافت به کلیه متون متأخر پیش آن و چنانچه بدون تاریخ باشد گویی آن متن الحال نگاشته شده و خواننده متن یا مرقومه می تواند اعتبار آن را مؤخر متون پیش از آن دانسته … در این مقال بر روی واژگان ادب ، عرفان و معنویت مکث ننموده چون هر یک از این واژگان اقیانوسی از مفاهیم را در ادبیات ما با خود حمل میکند.

بویژه آنکه چه کسی می تواند ادعا کند عرفان «اقیانوس ژرف معانی الهی» را تعریف کند، معنویت را چگونه می توان در یک متن چند خطی جا داد و ادب پارسی را همین بس که شما را ارجاع دهیم به گنجینه های ادب پارسی نظیر آثار مولانا ، سعدی و حافظ و دیگر گنجینه های ادب و فرهنگ پارسی و شاید بد نباشد در عصر حاضر که حضرت مجذوبعلیشاه حجت را بر همگان تمام کردند در کنار آموزه های ایشان به یکی دیگر از این ذخایر معنوی و ادبی و عرفانی دکتر سیدمصطفی آزمایش مراجعه کنیم، اگر امکان دسترسی به ایشان میسر باشد… بنده که در تبعیدی ناخواسته گرفتار آمدم و از همان عنفوان کودکی بدنبال شمس دوران خود می گشتم ، بعلت اراده و علاقه شدید به حضرت مجذوبعلیشاه هر بار که به خدمت می رسیدم … از صمیم قلب خواستار ملاقات شمس دوران از ایشان بودم. در هر زیارتی که این خواسته قلبی را بجا می آوردم حضرت ایشان با نگاهی معنادار که ناشی از ارتباط قلبی بود ، لبخندی زیبا بر لبانشان نقش می بست. تا روزی که از دست قضا به تبعیدگاه و ترک وطن مبتلا گشتم … در سفر نخست به وطن بلافاصله به خدمت دکترنورعلی تابنده رسیده تا شرح فراق و دلتنگی کرده و آتشی که در درونم بود را خدمت ایشان عرضه دارم … وقتی ایشان متوجه شدند که ساکن اروپا هستم با خیالی آسوده فرمودند : «شما که خُب آقای آزمایش را دارید.»

همین یک جمله ، حجت را بر من تمام کرد و ترک وطن کرده و با خود عهد بستم که از آن ذخیره معنوی ، ادبی ، عرفانی که ایشان برای ما تأیید فرموده اند و نسبت به آن ابراز علاقه نموده اند؛ مستفیض گشته و دست از آن برنکشم.

در سفری که به کشور ترکیه داشتم خدمت آستان حضرت شمس را طلبیده و از آن پس این افتخار نصیبم گشت که با قلبی مطمئن ، در راهی که پیشرو دارم گامهایم را استوارتر برداشته و سکون و سکوت درونی که بر من عارض و سرشار از عشق و محبتم ساخت را ارج نهاده… و به همین قناعت کنم.

  • خدمتشان در راه عرفان و مبارزه با جهل (تبعا با جاهل )

در بخش دوم مرقومه حضرت مجذوبعلیشاه عنایت فرموده و در مقام و منزلت دکتر سیدمصطفی آزمایش آورده اند «خدمتشان در راه عرفان و مبارزه با جهل» ، در این سالها که خداوند این افتخار را نصیب من نموده تا از محضر مبارک دکتر آزمایش بهره ها برم همواره این پرسش را مطرح کرده ام که چطور میشود که با تمامی هجمه ها و مانع تراشی بر سر راه مسئولیت و مأموریت دکتر آزمایش ایشان همچنان به راه خود ادامه داده و از هیچ کوششی فروگذار نفرموده اند؟! پاسخش را روشن در مرقومه حضرت مجذوبعلیشاه یافتم : «خدمت».

«خدمت» نخستین وادی سلوک

روزی در باغ ایستاده و به سالکان دیگر می نگریستم … در دل می گفتم از کجا باید شروع کرد و پایانش چیست؟

“هو” لبخندی زد و گفت : وادی اول ، «خدمت» است ، از بیابان شروع میشود تا ساحل دریا یک سالک حداقل دوازده سال باید «خدمت» کند تا از کویر به ساحل دریارسد . وقتی به دریا رسید باید غور کند باید از کف های روی آب بگذرد و دل به اقیانوس معرفت زده و خود را در آن غرق سازد. “نله” سر به زیر افکند و گفت : «بسم الله»… هرگز دیر نشده . از امروز شروع می کنم تا شاید یک روزی دوازده سال فرا رسد و من خود را کنار ساحل یافتم … امروز نه ساحل می شناسم نه کویر و نه دریا … امروز در نقطه آغازم در همان کویر و نگاه به آسمان دارم : عشق روئت شمس ما را بس…

شمس در خارج اگر چه هست فرد

می‌توان هم مثل او تصویر کرد

شمس جان کو خارج آمد از اثیر

نبودش در ذهن و در خارج نظیر

در تصور ذات او را گنج کو

تا در آید در تصور مثل او

چون حدیث روی شمس الدین رسید

شمس چارم آسمان سر در کشید

برای اینکه از بحث خارج نشوم … به تأکید دکترنورعلی تابنده بر روی واژه «خدمت» در مرقومه ایشان می پردازم. حضرت مجذوبعیشاه ، خدمت دکتر آزمایش را منحصر به دو امر فرموده اند :

۱- عرفان

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

در این مقوله یعنی  «وادی خدمت» ، گفتگو به فراخنای تاریخ بشریت و مجاهدت های اولیاء و انبیاه الهی است … خاصه آنکه خدمت در راه عرفان باشد.

۲- مبارزه با جهل و بتبع آن با جاهل

سالهای نخستی که از آموزه های دکترسیدمصطفی آزمایش مستفیض گشتم ایشان مباحثی را پیرامون خرافات و مبارزه با خرافات اختصاص داده بودند.

از آنجا که خرافات از جهل ناشی می شود و جهل قائم به ذات جاهل است بتدریج دریافتم که در رساله شریفه پندصالح اثر خامۀ حضرت حاج شیخ محمدحسن صالحعلیشاه گنابادی چرا بخش اعظمی از متن اختصاص به نیروی عاقله ، تعقل و تحقیق دارد. بدین ترتیب در یافتم که چرا جملگی بزرگان  رسالت و مأموریت خود را معطوف و مصروف مبارزه با جهل و خرافات می کنند. همانطور که دکترنورعلی تابنده فرموده اند لازمه مبارزه با جهل مبارزه با جاهل است … مبارزه ابراهیم با بت پرستان دوران یا شکستن بتها بدست علی بر شانه پیامبر. از تاریخ عبرت بگیریم.

  • موردعلاقه و تأییداست  

بیعت سالک با ولیّ حیّ لازمه وادی سلوک است. حال اگر ولیّ حیّ امر فرموده و نسبت به موضوع یا شخصی اظهار علاقه فرمایند و آن امر یا شخص را مورد تأیید قرار دهند یعنی در صورت عدم دسترسی مستقیم به آن ولیّ و نبیّ و وصیّ جهت فراگیری آموزه های معنوی و عرفانی و ادبی میتوان از منابع مورد تأیید و علاقه دکترنورعلی تابنده نیز فیض برده و به آن رجوع نمود. در عبارتی که حضرت مجذوبعلیشاه مرقوم فرموده اند دکتر سیدمصطفی آزمایش را یکی از ذخائر معنوی ، ادبی و عرفانی ایرانیها برشمرده اند.

یعنی جناب آقای دکترنورعلی تابنده که خود نیز به اذعان عموم شخصیت ها و چهره های شاخص ایرانی یکی از حقوقدانان برجسته  و بزرگان جامعه مدنی هستند – ایشان در یکی از سخنرانی ها فرمودند که در میان جامعه قضایی و حقوقی کشور به «مرجع تقلید حقوقدانان» شهرت داشتند –  دکتر آزمایش را تأیید فرموده و به عموم ایرانیان توصیه می فرمایند که می توانند با رجوع به آموزه های ایشان بعنوان ذخیره عرفانی ، ادبی ، معنوی بهره مند گشت. بنابراین دامنه فعالیت های دکتر آزمایش فراتر از مسئولیت و مأموریتی است که در امور فقری به ایشان محول گردیده است و همچون یک ذخیره ارزشمند می توان از آموزه های ایشان در زمینه های نامبرده شده و هر زمان و مکانی مستفیض گشت.

واجب آید چونک آمد نام او

شرح کردن رمزی از انعام او

این نفس جان دامنم بر تافتست

بوی پیراهان یوسف یافتست

کز برای حق صحبت سالها

بازگو حالی از آن خوش حالها

تا زمین و آسمان خندان شود

عقل و روح و دیده صد چندان شود

لاتکلفنی فانی فی الفنا

کلت افهامی فلا احصی ثنا

کل شیء قاله غیرالمفیق

ان تکلف او تصلف لا یلیق

من چه گویم یک رگم هشیار نیست

شرح آن یاری که او را یار نیست

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

بقلم : بربط

نظرات طرح شده در این یادداشت الزاماً بازتاب دیدگاه اینفوصوفی نیست.