متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی ازسوره مبارکه المائده

بیانات مأذون دانشمند حاج دکتر سید مصطفی آزمایش در مجلس فقری شب جمعه ۱۲اردیبهشت ۱۳۹۸

86

هو

121

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سوره پنجم ، سوره المائده از جزء ششم و هفتم قرآن مجید می باشد . ابتدا بخشی از این سوره را  می خوانم ، سپس ترجمه کرده  تفسیرش را بعرضتان می رسانم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیَاءَ وَجَعَلَکُمْ مُلُوکًا وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿۲۰﴾

یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ﴿۲۱﴾

قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ﴿۲۲﴾

قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۲۳﴾

قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِیهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿۲۴﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ﴿۲۵﴾

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَهً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ﴿۲۶﴾

صدق الله العلی العظیم

آیات بیستم تا بیست وششم سوره مبارکه الماعده است در این آیات می فرماید : “… یَا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیَاءَ وَجَعَلَکُمْ مُلُوکًا وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ  ” یعنی بیاد بیاور ای محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم هنگامی که موسی خطاب به قوم خودش فرمود ای قوم بیاد بیاورید ، متذکر باشید و در برابر چشم قرار بدهید نعمت هایی را که خداوند بر شما ارزانی داشت هنگامی که در میان شما پیغمبرانی قرار داد و شما را بر روی زمین ملوک و پادشاهان کرد و به شما نعمت هایی را عطا کرد که به هیچکس دیگر در سراسر عالم عطا نکرد ” …. وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْتِ…” یعنی  به شما چیزی را داد که به کس دیگری در سراسر هستی  داده نشد. چیزی را که خداوند در سراسر هستی به کس دیگری نداد “…لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ”  . و بعد موسی فرمود حال که اینگونه است ” یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ” یعنی ای مردم وارد ارض الامقدسه ای که خداوند برای شما در نظر گرفته است  شوید  و بر روی پاشنه های پایتان به پشتتان بر نگردید  و عقب نشینی مکنید و راه دیگری را در پیش مگیرید “…لَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ…”  یعنی پشت مکنید به مسیری که در آن  در حال حرکت هستید چون اگر این کار را بکنید ” …فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ” این حرکت شما یک حرکت روبه زوال و روبه شکست خواهد بود یعنی از مسیری که خداوند برایتان معین فرموده تخطی می کنید  و این تمرد  حاصلی جز شکست و زیانکاری برای شما نخواهد داشت . اما آن قوم که قبلا در ارض مصر یعنی در سرزمین مصر بودند و در طول نسلهای زیادی مورد ستم و جبر و آزار بودند و با دخالت خداوند و نیروهایی که از آسمان به کمک آنها فرستاده شده بود و با دلالت موسی از آن وضعیت خطرناک و اسفناک نجات پیدا کرده بودند ، هنگامی که در برابر دستور موسی علیه السلام قرار گرفتند تن زدند و طفره رفتند و گفتند:” … یَا مُوسَى إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ…” این سرزمین در دست ستمگران و جباران است که البته بسیار زورمندبوده و اینجا مستقرند ؛ ما چگونه می توانیم با دست خالی اینجا وارد شویم . همه ما را یکجا قتل عام کرده و از میان بر می دارند ؛ به شکنجه و عذاب و مرگ و قتل دچار می شویم “… وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا…” هرگز پای خود را در اینجا نمی گذاریم هرگز داخل این سرزمین نمی شویم ” … حَتَّى یَخْرُجُوا مِنْهَا… ” تا زمانی که این ها از اینجا خارج شوند ” فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ” اگر هر آینه آنها از آنجا خارج بشوند ما داخل خواهیم شد؛ اما ما اقدامی برای بیرون راندن آنها ، بیرون راندن جبارین از آن سرزمین نخواهیم کرد. تو به این کار اقدام کن چراکه ما دخالتی در این کار نمی کنیم. این جاست که چون موسی با این ها صبحت می کند و این ها را دعوت می کند و می گوید اگر شما همت کنید  و پا پیش بگذارید ، دوباره خداوند شما را حمایت خواهد کرد و همچنان که نیروهای جباری مانند فرعون را در هم شکست اینجا هم همین اتفاق خواهد افتاد اما اگر شما از مسئولیتی که بر گردنتان است  طفره بروید ، دیگر چه انتظاری دارید که خداوند بخواهد از شما حمایت کند اما آنها همچنان در موضع خودشان ایستادگی کردند و قبول نکردند . در اینجا دو تن از این جمعیت با موسی علیه السلام به آرامی هم موضع شدند ” قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا…” یعنی دو تن از کسانی که خداترس بودند و خداوند به آنها نعمت عطاء فرموده بود وارد این محاجّه و مجادله میان موسی و سرکردگان قوم شدند وگفتند : ” … ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ…” یعنی از در به اینها وارد شوید ” …فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ … ”   و وقتی که از آن در وارد شوید قطعاً پیروز خواهید شد “… وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ  ” و اگر که اهل ایمان هستید به خداوند توکل کنید و پا پیش بگذارید اما آنها به این اظهار نظر گوش فرانداده سخن خویش را تکرار کرده و گفتند “قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِیهَا …” یعنی ای موسی ما هرگز پا پیش نمی گذاریم و هرگز وارد سرزمینی نمی شویم که که در اختیار جبّارانی است که نیرو وسپاه و قدرت امنیتی بسیار زیادی دارند . این برای ما یک خودکشی است ما هرگز چنین کاری نمی کنیم “… أَبَدًا قَالُوا مَا دَامُوا فِیهَا…”  تا زمانی که این ها در مقر قدرتشان مستقرند ما هرگز جان خود را بخطر نمی اندازیم “… فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُون ” تو خودت همراه با رب خودت برو آنجا و با آنها روبرو شو و آنها را شکست بده “… إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ” ما همینجا می نشینیم تا ببینیم نتیجه رویارویی تو و رب تو با آنها چه خواهد بود  اگر که پیروزی با شما بود ما وارد می شویم والاما نمی آییم.  قاتل یقاتل مقاتله به معنی رویارویی کردن  و روبرو شدن است به معنی کشتن نیست   یعنی بروید و روبرو بشوید بروید و زوزآزمایی بکنید ما همینجا می نشینیم اینجاست که موسی علیه السلا به رب خودش عرض می کند : “… قَالَ رَبِّ …” یعنی ای پروردگار من “… لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی… ” من اختیاری جز بر شخص خودم و برادرم هارون ندارم و کس دیگری گوش به حرف من نمی دهد “… فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ” پس اینها که راه فسق را نسبت به دستور واجب الاطاعه تو در پیش گرفتند پس حاضر به اطاعت از رهنمودهای تو که توسط من به ایشان ابلاغ می شود نیستند ، راهشان از ما جداست ؛ پس ما را از آنها جدا کن؛ فرق بگذار میان ما و آنها ؛ پاسخ رب موسی به درخواست موسی  این بود ” قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَهً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ” یعنی فرصت ورود به این سرزمین از آنها گرفته شده و راه ورود به آنجا برای آنها بمدت چهل سال بسته شد و آنها ناچارند در همین کویر و صحرای بی آب و علف به دور خود چرخیده و  سرگردان باشند “…یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ … ” یعنی در میان این بادیه سرگردان بچرخند

گر دل موسی زما راضی بدی      تیه را راه و کران پیدا شدی

تیه به معنی بیابان است و “…یَتِیهُونَ…” یعنی اینکه انسان سرگردان در بیابان بدون قطب نما بدور خودش بدون نیتجه بچرخد و از هر طرف که برود دوباره به همان نقطه اول بازگردد.

اما نکاتی  در این چند آیه ای که خدمتتان قرائت کردم وجود دارد :

می فرماید : ” یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ…” این مانند این است که به یک نفر بگویند که اینجا یک گنجی موجود است و آن هم بیل و کلنگ ؛ شما آن بیل و کلنگ را بردار و زمین را بکن و آن دفینه را از زیر زمین خارج کن باید زمین را پنج متر حفر کنی تا به آن دفینه دسترسی پیدا کنی و آن شخص بگوید که نه این خیلی سخت است که من بخواهم پنج متر خاک برداری کنم بعد آن دفینه را چگونه در بیاورم خیلی سخت است سنگین است زورم نمی رسد . خوب است دیگران بیایند اینجا را بکنند و به آن دفینه برسند و آن دفینه را از زیر خاک در بیاورند درش را باز کنند خاک ها را از روی آن کنار بزنند بعد آنوقت من بروم و آن را تصاحب کنم .

در حقیقت بر اساس آن اصلی که می گوید از تو حرکت و از خدا برکت ، انسان دارای مسئولیتی است که باید به آن قیام کند و اگر این کار را بکند خداوند از او حمایت می کند ” اِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ”[1]  هنگامی که موسی علیه السلام آنها را راهنمایی کرد ، آنها آنچنان موضعی اتخاذ کردند .

اما دو نفر بودند که مفسرین با استناد به صاحبان علم رجال معتقدند که آنها اشخاصی از نقبای دوازگانه بنی اسرائیل بودند . آنها مؤمن بودند و می دانستند در مطالبی که موسی علیه السلام برای آنها بیان می فرماید راز ورمزی وجود دارد و باید نسبت به آنها روش اطاعت در پیش گیرند. آنها یوشع بن نون و کالب بن یوفنا بودند که نامشان در تورات در سفر تثنیه آمده است و به اعتباری می گویند که از خانواده خود موسی علیه السلام بلکه پسرعموهای ایشان بودند.

اما آنها چه مطلبی را بیان می کنند ؟ و سخنانشان مبتنی  بر چه نکته است ؟

آنها راه ورود را توضیح می دهند. نکته ای که بر آن انگشت می گذارند این است : “… ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ…” یعنی از درش وارد شوید .این بعضی از مفسرین ترجمه کرده اند که یعنی از دروازه شهر داخل شوید. دراوزه شهر جایی است که بیش از جای دیگر نگهبانی می شود. اینجا نمی گوید که از دروازه شهر وارد شوید بلکه می گوید از راهش یعنی از درش وارد شوید . یعنی هر معضلی هر مشکلی یک راه حلی دارد و باید آن راه را پیدا کرد آن راه حل معظل را پیدا کرد . بدنبال آن راه حل باید گشت . این کار هم یک راهی دارد و اگر شما تن به تن پروروی ندهید و پای پیش گذاشته به دنبال راه آن بگردید پیروز می شوید و این رهنمود آنهاست  ” قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ… ” اگر از درش بصورت یک محاسبه دقیق وارد شوید قطعاً پیروز می شوید “…فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ …” یعنی نقطه ضعف آن جباران را شناسایی کنید و از آن رخنه ها وارد شوید .

اما این دو تن واقعاً چه کسانی بودند قبلا در مطالبی که بعرض شما رساندم یادآوری کردم که همان زمانی که موسی در مصر بود و برای مدتی نیز از مصر خارج شد و دوباره به مصر بازگشت درآنجا البته یهودیان زندگی می کردند و مورد ستم و سرکوب  و بیگاری و برده داری و بهره کشی بودند. اما در میان مردم شهر اشخاصی بودند از جوانمردان که حامیان مظلومان بودند و آنها با موسی ارتباط داشته و همه جا حضور داشتند و یکبار وقتی موسی خواست که از یکی از آنها حمایت کند ، مأموران فرعون متوجه شدند که موسی با اینها در ارتباط است لذا به تعقیب آنها پرداختند که دستگیرش کنند و همان باعث شد که موسی از شهر خارج شد.

در ماجرای بازگشت موسی به مصر و ملاقاتش با فرعون و فعالیتهایی که آنجا انجام داد این گروه از جوانمردان حضور داشتند و در قرآن مجید در آیات مختلف به حضور اینها پرداخته شده است که قبلاً بیان کردم و بعرض شما رساندم . آنها موحدان ساکن مصر بودند که به خدایان مصری ، به فرعون پرستی و به جباران باور نداشتند و در واقع جریاناتی زیرزمینی و مخفی بودند که در ارتباط با موسی بودند .

بعضی از مفسرین این آیه شریفه را ” قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ…” اینگونه ترجمه کرده اند که دو نفر از کسانی که می ترسیدند چنین پیشنهادی دادند در حالی که چنین نیست  “قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ” از مؤمنین بودند ، یعنی فقط از خدا می ترسیدند ، نه از جباران و اینجا بر عکس معنی کرده اند چرا که می فرماید ” … وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا …”  یعنی توکل بر خدا کنید یعنی  راه عقلانی و منطقی معضل را پیدا کرده و در عین حال هم بر خداوند توکل کنید مطمئن باشید که پیروزی با شما خواهد بود . اما آن قوم حاضر به قبول حداقل مسئولیت خودشان در این زمینه نشدند و موسی هم به خداوند عرض کردم که من و برادرم در این زمینه پیش قدم هستیم و مسلماً مؤمنانی که بودند منجلمه این دو تن . اما سایرین راحت طلب هستند و به فسق کشیده می شوند و از فاسقینند و بهمین دلیل تکلیف مرا از آنها جدا کن و خداوند آنها را سرگردان کرده است .

صدق الله العلی العظیم

[1]  سوره رعد آیه 11