متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی از سوره مبارکه الأحزاب

بیانات مأذون دانشمند جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش در جلسه فقری شب دوشنبه ۸ اردیبهشت ١٣٩٨

82

هو

121

متن نوشتاری شرح و تفسیر آیاتی ازسوره مبارکه الاحزاب سوره 33 از جزء 22 قرآن مجید

  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

   بسم‌الله الرحمن الرحیم

سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا ﴿۶۲﴾

یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَهِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا ﴿۶۳﴾

إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا ﴿۶۴﴾

خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا ﴿۶۵﴾

یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿۶۶﴾

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا ﴿۶۷﴾

رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا کَبِیرًا ﴿۶۸﴾

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَکَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِیهًا ﴿۶۹﴾

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا ﴿۷۰﴾

یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا ﴿۷۱﴾

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿۷۲﴾

صدق الله العلی العظیم

سورۀ مبارکه احزاب آیات دارای فصول بسیار متفاوتی است این قسمت آخر که باز شد راجع به سنت خداوند است که می فرماید ” سُنَّهَ اللَّهِ…” این سنت همیشگی خداوند است . سنت به معنی رویّه است . این سنت همیشگی خداوند است که ” سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ …” یعنی سنت و رویه ای که خداوند اتخاذ کرده برای ادارۀ امور دز سراسر جهان هستی ، اصول پایه ای بشمار می رود و ” … وَلَنْ تَجِدَ…” و تو هرگز نخواهی یافت ” … لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا ” که این اصول پایه که خداوند بر اساس آن هستی را اداره می کند ، قابل تبدیل باشد . سنّتهای الهی  قبلاً اینگونه بوده اند و اکنون نیز همینگونه اند و غیر قابل تبدیل می باشند ” سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ…”  واژه “خلوا” به معنی کسانی است که قبلا بودند و  اکنون دیگر دنیا از وجودشان خالی شده و دیگر نیستند اما خداوند بهمین رویه با ایشان رفتار می کرد و الآن هم به همان ترتیب رفتار می کند و هرگز اصول پایه این رفتار عوض نمی شود چنانکه در آیات متعدد بعرض شما رساندم می فرماید قانون کنش و واکنش است یعنی هر عملی ضرورتاً عکس العملی را دامنگیر کنندۀ آن عمل و فاعل آن فعل می کند و این اصل پایه ای ادارۀ هستی است که خداوند آن را بنیان گذاشته و تخطی ناپذیر و تبدیل ناشدنی است .

در ادامه می فرماید : “یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَهِ …. ” ای رسول اکرم مردم از شما در مورد قیامت سوال می کنند واژه “ساعه” همانگونه که می دانید از ریشه “سعی” می آید و از این جهت به ساعت ، ساعت اطلاق می شود که در بطن هستی از همان لحظه ای که آفریده شده جهتی کار گذاشته شده و یک زمانبندی به صورتی مسیر گونه صورت گرفته که همه کرات ، سیارات ، منظومه ها ، کهکشانها، سیارات کوچک و اجرام صغار و کبار همگی بر آن مسیر در حال حرکت هستند تا اینکه به آن سرانجامی که باید برسند و خداوند در آیه های متعدد قرآن مجید به موضوع اشاره کرده است  مانند آیه ” اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ “[1] یعنی آن لحظه که فرا برسد به ناگهان “ماه” تکه تکه می شود یعنی دچار انشقاق می شود و یا  آیات دیگری که پیش بینی می کنند که ماه و خورشید به ناگاه دچار تحولات عظیمی می شوند یا تحولات عجیبی که در منظومه شمسی رخ خواهد داد و این ها همگی در قرآن مجید  بیان شده اند .

بهرحال می فرماید مردم  در خصوص اقامه آن “ساعت” یعنی روز قیامت از شما می پرسند.

کلاً در قرآن مجید دوازده آیه با عبارت “یسئلونک” یعنی از تو سوال می کنند آغاز می شود برای مثال ” وَیَسْأَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْن…” [2] یعنی در مورد ذوالقرنین از شما سوال می کنند یعنی در مورد موارد مختلفی که سوال می کنند با “یسئلونک” آغاز می شود . اینجا می فرماید : ” یَسْأَلُکَ النَّاسُ…

” چون ناس به معنی مردم اسم جمع می باشد فعلش بصورت مفرد صرف شده یعنی مردم از تو می پرسند راجع به چه ؟ “…عَنِ السَّاعَهِ…” راجع به روز قیامت ، راجع به برپاشدن آن ساعتی که چون “هستی” به آنجا برسد سیکلش پایان می یابد؛ بگو ” …. قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ… ” بگو دانش ، آگاهی، وقوف و علم نسبت به این سر و رازی که شما سئوال می کنید فقط نزد خداوند است ؛ “… وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا … ”  در اینجا یعنی در عبارت “… وَمَا یُدْرِیکَ… ” اگر ” ما ” علامت نفی باشد یعنی تو نمی دانی و اگر علامت سؤال باشد یعنی تو چگونه می دانی ؟ یا چه چیزی تو را آگاه کرد که بدانی ؟ ” … لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا ” که جای امید واری هست “لعل” از علائم امید و از علائم امتداد مثبت در آینده است که بزودی پیش بیاید که این در واقع سیکل تاریخی تمام بشود  و نه سیکل کلی هستی یعنی در عین حال که سیکل هستی در حال ادامه مسیر خودش می باشد ، اما یک برهه ای ، مثلا برهه جاهلیت به پایان برسد و برهه اسلام شروع شود که تا انقراض عالم برپا باشد وبزودی این اتفاق می افتد ” … لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیبًا ” خطاب به رسول اکرم می فرماید.

و بعد راجع به ” اصحاب سعیر” صحبت می کند  یعنی از کسانی که به سبب اعمال نادرستشان سر از دورخ در می آورند . ” سعیر” به معنی دوزخ می باشد و  “خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا…” که البته “ابد” را در جای دیگر معنی می کند آنجا که می فرماید ” خَالِدِینَ فِیهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّکَ  إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ “[3] یعنی تا هنگامی که زمان برپاست ، تا هنگامی که کیهان برپاست ، تا زمانی که آسمانها و زمین و کائنات برپاست ، خداوند توضیح می هد آن کسانی که آنجا حضور پیدا می کنند یعنی سر از سعیر در می آورند ، همانجا می مانند. “إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا ”  اینها یعنی کسانی که کفران نعمت خدا را کرده اند ، کفران حقایق هستی را کرده اند و غیره سر از دوزخ در می آورند  “خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا “و در آن عرصات “ولی” یا “نصیری” نیست که بداشان برسد  و آنها را زیر چتر شفاعت خودش بگیرد .

بعد آنها خودشان هنگامی که سر از آنجا بدر می آورند این سخن را می گویند”… یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ” ای کاش ما آن خطا را مرتکب نمی شدیم و سر تسلیم و اطاعت در برابر خداوند فرود می آوردیم “… أَطَعْنَا اللَّهَ… ” یعنی اطاعت فرمان خدا را و ” … وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ” و از هدایت های پیغمبر خداوند بهره مند می شدیم تا سر از اینجا در نیاوریم و می گویند ” وَقَالُوا…” و توضیح می دهند “… رَبَّنَا …” ای خدای بزرگ “… إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا….” یعنی ما از رهبران خودمان پیروی کردیم  سادت یا سادات به معنی “سیدها” می باشد و اینجا به معنی سروران یا آقایان یا به معنی کسانی می باشد که به این کفار و گمراهان سروری داشته و با اندرزهای غلطی که به آنها دادند موجب شدند تا آنها سر از دوزخ درآورند. بعبارت دیگر آنها می گویند کسانی که ما از آنها پیروی کردیم سبب گمراهی ما شدند . ای کاش ما از آنها پیروی نمی کردیم و از رسول پیروی می کردیم ” وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا ….” و بزرگان خودمان را پیروی نمی کردیم که سر از اینجا در نیاوریم ” …فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا …” آنها ما را به بیراهه بردند ” ” یعنی ما را گمراه کردند و ما را دچار ضلالت -یعنی گمراهی -از راه راست کردند ” رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ …” یعنی خدایا هر عذابی که به ما می دهی دو برابر آن را به آنها بده “ضعف” به معنی دو برابر است یعنی هر عذابی که اینجا به ما می دهی دو برابرش را به آنها بده .

سپس در آیات بعدی ، مطالبی راجع به حضرت موسی علیه السلام بیان می شود تا جایی که می فرماید : “…وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ…  ” یعنی کسی از خداوند اطاعت کند و از رسول خداوند اطاعت کند یعنی از ولی خداوند و  از هادی راه و از کسی که خداوند معین فرموده تا از او اطاعت کنیم چنانکه خداوند در قرآن می فرماید ” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ…” [4] که اشاره به کسی است که بعد از رسول ، جانشین او است ، یعنی ولی وقت و ولی خداوند، هر کسی که از او اطاعت و پیروی کند “… فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا … ” قطعاً رستگار می شود و به رستگاری بسیار بزرگی می رسد .

بعد می فرماید ” … إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ …” یعنی ما یک امانتی داشتیم و آن را عرضه کردیم ” … عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ … ” به سراسر کیهان

“… وَالْجِبَالِ …” و به همه کوهها “… فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا … ” همه اینها “…أَبَیْنَ…” یعنی اباء کردند ” … أَنْ یَحْمِلْنَهَا …” از اینکه قبول حمل این امانت را بکنند . “….وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا ….” و ترسیدند از عظمت آن یعنی از عظمت این تعهدی که باید بر عهده بگیرند ” … وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ…” اما انسان قبول کرد که این امانت را قبول کند که امانت را حمل کند و بر دوش کشد “… إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا” خداوند اینجا می فرماید همانا انسان ظلوم جهول بود که مفسران عظام در تفسیر بیان السعاده حول این دوکلمه ظلوم وجهول توضیحات بسیار بسیار زیادی داده اند که دارای اهمیت فراوان است .

صدق الله العلی العظیم.

 

[1]  سوره قمر آیه ۱

[2]  سوره کهف ایه 83

[3]  سوره هود آیه ۱۰۷

[4]  سوره نساء آیه ۵۹