مصحلت و خدعه؛ به قلم افشین ساجدی

اندر سمینارهای زنجیره ای شیعه شناسی

۲۵۴

هنگامیکه روح الله خمینی در فرانسه اقامت داشت طی مصاحبه های متعدد بانشریات اروپایی و آمریکایی تصویری کاملا دموکراتیک و بشردوستانه از حکومت آینده ایران ترسیم کرده بود منجمله در آبان ماه سال ۵۷ طی مصاحبه با یکی از نشریات اروپایی تصریح کرده بوده که:

 «حکومت اسلامی بر حقوق بشر و ملاحظه‌ آن است. هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه‌ اسلام ملاحظه‌ حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به ‌تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»

اما درست یکسال بعد در پاسخ به مرحوم مهندس بازرگان که این سخنان او را بهنگام صدور فرامین متعدد برای بستن روزنامه ها، حمله به تجمعات  ودستگیری آزاداندیشان به او یادآوری میکرد ، به سادگی اذعان کردکه:

«هرآنچه که گفتم مصلحت بود و خدعه کردم!»

در آن دوران مردم ایران و نیز اکثریت روشنفکران درک درستی از تبعاتی که استقرار یک حکومت تندروی شیعی در ‌تهران برای ایران ، خاورمیانه و کل جهان می‌توانست به دنبال داشته باشد ، نداشتند چرا که پیش از آن نمونه یامدلی از یک حکومت اسلامی آن هم در عصر جدید در حافظه تاریخ به ثبت نرسیده بود و بی جهت نبودکه مراجع نامدار تشیع مانند مرحوم آیهالله بروجردی ، مرحوم آیهالله شریعتمداری و مرحوم آیهالله خویی که خودشان سرآمد متخصصان فقه شیعه بشمار میرفتند ، به شدت باتشکیل یک حکومت مذهبی مخالف بودند.

امروز اما بیش از چهل و دو سال از استقرار حکومت تندروی شیعه در ایران میگذرد سقوط  چهار هزار برابری ارزش پول ملی ، نابودی کامل اقتصاد، بیکاری بالای شصت درصدی ، زباله گردی ، گورخوابی ، کارتن خوابی ، سوء‌استفاده گسترده جنسی از کودکان ، کودک همسری ، کودکان کار ، نابودی حقوق زنان ، افزایش آمار خودکشی ، کاهش سن خودکشی تا ده سال ،  سقوط اخلاقیات ، نابودی فرهنگ ، خرافه گرایی مزمن ،  هشت سال جنگ بی حاصل و بی مورد بابه جا گذاشتن بیش از  دویست هزار کشته و میلیونها مجروح ، معلول و مفقود الاثر، پدیده شوم جنگزدگی ، فرصت سوزیهای بی شمار، نابودی سرمایه های کشور در چاه ویل ، بلندپروازیهای هسته ای، از دست رفتن بازارهای جهانی نفت و گاز ، عقب ماندگی مفرط تکنولوژیک ، سقوط به قعر جدول در همه شاخصه های رشد و توسعه ، جنگ داخلی و برادرکشی ، ظلم و ستم مضاعف به تنوعهای (بجای اقلیتهای) دینی، فکری و عقیدتی ، قتل های زنجیره ای دگراندیشان و فرهیختگان ، قتل های سازماندهی شده دولتی ، اعدام ها فراقضایی ، تقنین و تصویب قوانین ضد بشری و آوارگی بیش از هشت ملیون شهروند ایرانی در خارج از کشور و وابستگی کامل کشور به بلوک شرق یعنی چین و روسیه؛ تنها گوشه هایی از پیامد داخلی استقرار یک حکومت شیعه مدار در ایران بوده است .

آوارگی و مرگ دهها میلیون انسان بیگناه بویژه در کشورهایی نظیرسوریه ، عراق ، یمن، لبنان ، لیبی ، افغانستان و…. در نتیجه براه انداختن جنگهای نیابتی از سوی حکومت ایران ، ایجاد، سازماندهی و تجهیز گروههای بیشمار تروریستی در تمامی نقاط جهان ، طراحی و اجرای برخی از عملیاتهای تروریستی و نیز مشارکت در تقریبا تمامی عملیاتهای تروریستی در سراسر جهان ، تهدید امنیت جهانی از طریق تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته ای ، استفاده گسترده از مجاری دیپلماتیک برای گسترش تروریزم تنها گوشه هایی از برآمد بین المللی استقرار یک حکومت شیعه در ایران بشمار می روند.

بدیهی است باچنین کارنامه سیاهی هیچ انسان خردمندی در هیچ نقطه ای از جهان علاقه مند به استقرار چنین نظامی نیست؛ با اینحال شاهد این هستیم که هر از چندگاهی یک «سمینار شعیه شناسی» در یکی از دانشگاهها و یا موسسات تحقیقاتی کشورهای غربی برگزار می شود و مخرج مشترک همه این سمینارها تجاهل و تغافل عمدی نسبت به دستآورد ها یا بهتر بگوییم عواقب استقرار  یک حکومت شیعی در ایران است.

بنابراین بنظر میرسد امروز استراتژی «مصلت و خدعه » روح الله خمینی به شکلی گسترده و در مقیاس جهانی  توسط تشیع حکومتی حاکم بر ایران در حال پیاده شدن است.

نکته جالب آن است که تا کنون حتی یک سیمنار از این دست در دانشگاههای روسیه و یا چین برگزار نشده است و این در حالی است که حداقل محافل آکادمیک روسیه در رشته های شرقشناسی پیشقراول بوده و آثار بسیارمعتبری را در این زمینه عرضه کرده اند.

این واقعیت که اینگونه سمینارها تنها در محافل آکادمیک کشورهای غربی برگزار می شود گویای این واقعیت است که سردمداران نظام حاکم در ایران جوامع غربی را هدف گرفته و در پی (سوء) استفاده حداکثری از تواناییهای جوامع باز هستند تا علیه همان جوامع وارد کارزار نهایی شوند.

آنها بخوبی میدانند که در میان مردم عادی زمینه ای برای عرضه تشیع مورد نظر آنها وجود ندارد پس آنها برای نفوذ در جوامع غربی از یک استراتژی دوگانه بهره میگیرند.

نخست تلاش میکنند تا باسرمایه گذاری بر برخی از بیعدالتی های موجود در برخی از جوامع سرمایه داری از طریق برجسته کردن شکافهای موجود در آن جوامع وسپس پرداخت مبالغ کلان در ازاء شیعه شدن  ، آحاد طبقات فرودست آن جوامع را متقاعد نمایندکه این بیعدالتی ها تنها در یک حکومت شیعی میتواند بر طرف شود و دوم آنکه با بسیج برخی از چهره های بعضاً موجه آکادمیک تلاش می کنند تا با یاری گرفتن  از وجوه فرهنگی تشیع که اتفاقاً خود آنها با آن وجوه مخالفند مانند تصوف، توجه محافل آکادمیک را به این وجوه جلب کرده تا بتوانند از آن وجوه بعنوان یک چهره بزک کرده برای پوشاندن واقعیت دوگانه تشیع حکومتی استفاده کنند: اخباری گری و ولایت فقیه.

در حقیقت ولایت فقیه خود یکی از نتایج اخباریگری  می باشد .

باید توجه داشت که در حال حاضر مکتب «اخباریگری» بر فقه شیعه سلطه یافته است. مکتبی که اصالت همه امور را به اخبار و روایات می دهد و بدین ترتیب تمشیت تمامی امور را از طریق تعطیلی تعقل و خرد و توسل به روایات ممکن میداند، بدیهی است در این مکتب قاطبه مردم دسترسی به اصل روایات نداشته و ناچار هستند تا به راویان حدیث و ناقلان اخبار مراجعه کنند.

یعنی راویان احادیث دارای نقش کلیدی در حکومت شیعه بوده و تنظیمکننده روابط مردم باحکومت میباشند.

ولایت فقیه بعنوان یکی از عناصر محوری تشیع حکومتی یکی از نتایج غیر قابل انکار اخباری گری است.

براساس دلائل نقلی که راویان حدیث بدان استناد می کنند ولایت فقیه ادامه ولایت پیامبران و امامان معصوم بر مردم  است، گرچه ولی فقیه نمی تواند ادعای عصمت کند ولی مردم باید او را همانند پیامبران و  امامان ، معصوم فرض کنند و اوامر او را ، اوامر پیامبر و معصوم به حساب آورند.

بدین ترتیب همانند آنچه که اکنون در ایران رخ داده است، رأی یک ولی فقیه بر آراء میلونها انسان برتری خواهد داشت و  آراء آحاد جامعه تنها با رای «ولی فقیه » است که تنفیذ می شود.

بدیهی است تمامی ادله عقلی بر علیه نظریه ولی فقیه است و تنها ادله نقلی که قابل جعل و دستکاری است می تواند برای توجیه و تحمیل این نظریه خطرناک مورد استناد قرار گیرد.

طی سالهای اخیر تشیع حکومتی حاکم بر ایران ، به تلاشی بی امان و نفسگیر  برای بسط و توسعه مفاهیم تشیع حکومتی ایران در سراسر جهان دست یازیده است.

از جمله می توان به ایجاد نهادی بین المللی به نام جامعهالمصطفی العالمیه که  نهادی آموزشی و یکی از ارگان‌های مهم گسترش مفاهیم تشیع حکومتی  در سایر کشورهاست اشاره کرد.  نهادی که بنابر برخی آمارها ده ها هزار طلبه خارجی را جذب کرده و به آنها مبالغ کلان بعنوان حقوق و مزایا پرداخت می کند تا بعدا به جوامع خود بازگشته و برای تشیع حکومتی ایران تبلیغ نمایند.

جامعهالمصطفی العالمیه همچنین  از طریق شعبات خود که در بیش از شصت کشور جهان فعال هستند اسلام شناسان و صاحبنظران شیعه شناس را  شناسایی کرده و تلاش می کند از طریق آنها در محافل آکادمیک نیز نفوذ  نماید.

از دیگر راههای نفوذ جامعهالمصطفیالعالمیه در جوامع غربی ایجاد انجمن های صوری و اقماری و تامین همه جانبه مالی آنها می باشد.

این انجمن ها در محل ماموریت و هماهنگ با بخش فرهنگی سفارتخانه های جمهوری اسلامی سعی در شناسایی افراد و دانشجویان مستعد کرده که برخی از آنها را بعنوان طلبه به ایران اعزام می کنند تا پس از کسب آموزشهای لازم به محل زندگی خود بازگشته و به تبلیغ حوزوی تشیع حکومتی بپردازند.

برخی دیگر را نیز با اعطاء بورسهای مکفی در دانشگاههای محل تحصیل تحت پوشش خود می گیرند تا پس از فراغت از تحصیل با اشتغال در همان دانشگاه محل تحصیل و یا دانشگاههای دیگر ، بعنوان پایگاههایی برای گسترش تفکر شیعی حکومتی ایران عمل کنند.

بنابراین آشکار می گردد که جامعه المصفطی العالمیه تلاشهای خود را در هر دو بخش حوزوی و آکادمیک  برای گسترش تفکر بسیار خطرناک تشیع حکومتی متمرکز کرده است .

در کنار این دو حوزه فعالیت ،‌ برخی از صاحبنظران که بنظر می رسد آبرو و اعتبار علمی خود را به جامعه المصفطی العالمیه اجاره داده اند ، در تلاشند تا از طریق برگزاری سیمنارهای متعدد شیعه شناسی و  با برجسته کردن برخی از وجوه معتبر و دلنشین تشیع که دست بر قضا در تشیع حکومتی ایران بشدت سرکوب شده است یعنی  «تصوف» ، وجوه خطرناک و منفی فقاهت شیعی،یعنی اخباری گری و ولایت فقیه را در زیر لایه ای نازک از «مباحث عرفانی» پنهان کنند.

لذا برای دانستن این موضوع  که آیا یک کنفرانس شیعه شناسی بواقع یک کنفرانس علمی است و یا تلاشی از سوی جامعه المصطفی العالمیه برای ترویج تشیع حکومتی ، کافی است تنها به این نکته توجه شود که آیا تجربه تلخ وسیاه چهل ساله حکومت شیعه در ایران مورد توجه ترتیب دهندگان این کنفرانس یا سمینار قرار می گیرد یا خیر ؟

یک تحقیق علمی بی طرف می بایست  تمامی وجوه مرتبط با موضوع را در بر گیرد برای مثال هر تحقیق علمی در مورد تشیع باید حتما عواقب استقرار یک حکومت مدعی تشیع را بی طرفانه بررسی کرده و مورد نقادی قرار دهد لذا هرگونه تجاهل و تغافل نسبت به این نکته مهم نشانه ای روشن و غیر قابل انکار از جهت دار بودن و همسو بودن  آن سمینار با مقاصد سردمداران نظام جمهوری اسلامی است.

افشین ساجدی؛ تحلیلگر و حقوقدان ، مسئول بخش حقوقی «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر» در اتحادیه اروپا

در همین رابطه بیشتر بخوانیم : 

فضای مجازی وِل و وارفته و گلایه های نوروزی رهبر جمهوری اعدامی