بخش پنجم – قسمت دوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

۱۷۴

حال با این مقدمه باید دانست که مجموعه دروس و آموزشهای یوگا نیز از قاعدۀ فوق مستثنی نبوده و مربیان کارآزموده در طول دوران دستورالعمل هایی را از “باید” ها و “نباید” ها منظم کرده و برای شاگردانشان بیادگار گذاشته اند . از معروفترین این دستورالعمل ها می توان از “یاما” و “نیاما” که  دو رکن نخست آموزشهای یوگا در مکتب پاتانجلی بوده و در نوشتار بعدی به آن خواهیم پرداخت، یاد کرد. اما پیش از آن ضروری است درک وشناختی جامع از مراحل تحول و تطور یوگا در بستر تاریخ بدست آوریم.

این ضرورت  ناشی از ارتباط منحصر به فرد، بسیار کهن و در هم تنیده ای است که میان فرهنگهای هند و ایران وجود دارد. این ارتباط،  ساختاری دوگانه دارد. بخشی از این ساختار  شامل میراث مشترک زبانی و باستانی هندوایرانی است که بویژه آثار آن در متون ودایی هند و  گاتاهای ایرانیان قابل ردیابی است. ساختار دوم مشتمل است بر بهره گیری تصوف ایران بویژه مکاتب شرقی از تکنیکهای مراقبه اساتید هندی که در تلفیق با میراث بجا مانده از ادیان ابراهیمی و نیز عناصری از مکاتب عرفانی نسطوری نواحی غربی مانند میانرودان شرق سوریه و آسیای صغیر ماهیتی غیر قابل وصف وبسیار تاثیر گذار به عرفان و تصوف ایران بخشیده است.

اهمیت این نکته، دو چندان می شود اگر توجه کنیم که عرفان وتصوف اصلی ترین عنصر فرهنگ سرزمینهای ایران بوده واستخوانبندی اصلی ادبیات کلاسیک ایران و بویژه منشاء  اشعار منظوم وموزون دربحوری استکه واضع علم عروض و موسیقی کلام یعنی  خلیل بن احمد فراهیدی (متولد ۱۰۰و متوفای ۱۷۰ هجری/ مقارن با ۷۱۸ تا ۷۸۶ میلادی)  آنهارا برا ی نخستین بار در آثار خود بیان فرموده، و از شاخصترین خصیصه ها در کلام سخنوران و شاعران فارسی زبان محسوب می گردد.

از این منظر مطالعه سیر تحول آموزشهای یوگا ، حداقل برای ما ایرانیها بسیار ضروری است و می تواند راهگشای بسیاری از معضلات و مشکلات از قدیم حل نشدۀ جامعه ما باشد.

بمنظور درک بهتر سیر تحول این آموزشها ، تقسیم بندیهای مختلفی توسط محققین ارائه شده است که ناظر بر دوره های مختلف تطور و تحول یوگا در طول تاریخ است . این تقسیم بندی ها عموما متاثر از فضای خاص حاکم بر نگاه مستشرقین قرن ١٩ به هند بوده و غالباً  ازتفکرهای نژادگرایانه قرن ١٩ و اوایل قران بیستم تاثیر گرفته است. علاوه برآن این تقسیم بندی ها عملا باعنایت به پیش دانسته های دانش پژوهان غربی و براساس نیازهای آنها تنظیم شده  و شاید چندان با مقتضیات ذهنی  دانش پژوهان ایرانی (که هم بلحاظ برخورداری از پیش زمینۀ ذهنی ناشی از میراث مشترک اساطیری با هند بویژه در اوستا ، گاتها؛ و تعالیم بجا مانده از فرهنگ ایران باستان؛ و هم بدلیل حضور غالب و پررنگ عناصری از تصوف در خردجمعی ایرانیان ، درک و حسی منحصر بفرد و مشترک با هندیان از درونگرایی عرفانی موجود در هر دو فرهنگ ایران و هند دارند) سازگارنباشد. لذا در این نوشتار تقسیم بندی ساده تر و در عین حال مفید تری که با مراحل سه گانه معروف و آشنا درتاریخ ایران یعنی دوران باستان ، دوران پیش از هجوم تازیان و دوران پس از هجوم تازیان نیز سازگار است و هر دانش پژوه ایرانی با آن آشناست، ارائه می گردد.

بعلاوه نباید فراموش شود نگاهی که محققان غربی در سطوح آکادمیک به یوگا داشته اند معمولا متاثر از نگاه “از بیرون” آنها به هند بوده است که گاه از سوی محققین هندی که خود درکی درونی از عرفان هندی داشته رد شده است و به این موضوع در نوشتارهای بعدی در خصوص نحوۀ تفسیر متون ودایی بار دیگر پرداخته خواهد شد.

بیشتر بخوانیم : 

نماز و اسرار «یوگا»؛ بقلم یحیی خوشمرام

نماز و اسرار «یوگا»؛ بخش دوم 

نماز و اسرار یوگا؛ قسمت سوم

بخش چهارم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت اول ؛ «نماز و اسرار یوگا»

عجالتاً در اینجا تلاش می شود با توجه با تاریخ مشترک هندوایرانی  و نیز میراث زبانی و اساطیری مشترک، نگاهی از “درون” به آموزشهای یوگا ارائه گردد ،نگاهی لوکالیزه یا به اصطلاح “بومی شده ” که قطعا برای خوانندگان ایرانی بسیار آشنا خواهد بود.بااین مقدمه می توان برای تحول آموزشهای یوگا ٣ مرحله تاریخی اصلی را تشخیص داد :

نخست دوران پیشاآریایی یا دراویدی ها از مبدایی نامعلوم تا حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد

دوم دوران پساآریایی یا هندواروپایی یا سانسکریت از حدود ۲۰۰۰ سال پیش ا زمیلاد تا قرن نوزدهم میلادی

سوم دوران معاصر

همانگونه که مشاهده می شود این تقسیم بندی با تاریخ فرهنگی هند منطبق می باشد. امروزه بر سر منشاء دوگانه فرهنگ هند میان محققین اتفاق نظر وجود دارد . مهاجرت یا شاید هجوم اقوام آریایی از نواحی ناشناخته ای در شمال به سمت فلات ایران و شبه قاره هند در حدود دوهزار سال پیش از میلاد مسیح تاریخ فرهنگی هند را به دو بخش عمده پیشاآریایی و پساآریایی تقسیم کرده است.

از دوران پیشاآریایی بعنون دوران دراویدی یا هاراپان نیز یاد می شود که از مبدایی نامعلوم احتمالا در ٣۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح آغاز و تا حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد یعنی تا زمان ورود اقوام آریایی به شبه قاره هند ادامه می یابد. برخلاف آنچه که قبلاً تصور می شد، پیش از ورود اقوام آریایی به شبه قارۀ هند تمدنی بسیار درخشان و پیشرفته در دره سند واقع در کناره غربی رود سند که امروزه در کشور پاکستان واقع شده وجود داشت که تا امروز قدیمترین تمدن شناخته شده ای که توسط بشر بنیان نهاده شده محسوب می گردد.  این تمدن باستانی که به نام معروفترین شهرهایش “موهن جو دارو” یا “هاراپان” شناخته می شود بسیار پیشرفته بوده بنحوی که باستان شناسان به آن لقب “منتهتن عصر برنز” را داده اند.

در مورد منشاء این تمدن اتفاق نظر وجود ندارد اکثر باستانشناسان ایجاد آن را به تحول شیوه زندگی ساکنان بومی از مرحلۀ جمع آوری شکار در دوران پارینه سنگی و بعد میان سنگی به مرحله کشاورزی و بعد شهرنشینی در عصر برنز نسبت می دهند و گروهی نیز معتقدند که از حدود شش هزار سال پیش از میلاد دراویدی ها از نقطه ای نا معلوم در شمال به سمت جنوب مهاجرت کرده که بخشی به سمت جنوب غرب یعنی ایلام کنونی وبخشی به سمت خاش و جنوب بلوچستان در ایران رفته گروهی دیگر نیز در دره رود سند واقع در ساحل غربی این رودخانه ساکن شدند و اینگونه همسانی نژادی مردمان این سه ناحیه را با یکدیگر توضیح می دهند.

آثار باستانی کشف شده از تمدنهای اکلد و کلده در میانرودان موید دادو ستد گسترده این تمدنها با ساکنان تمدن دره سند می باشد. متاسفانه بر خلاف زبان و خط رایج در تمدنهای میانرودان که رمزگشایی شده اند ، زبان و خط تمدن دره سند هنوز ناشناخته باقی مانده است .

طی حفاری های بعمل آمده در شهرهای “هاراپان” و “مهنجودارو” واقع در کناره غربی رود سند ، تاکنون بیش از چهار هزار شی مختلف کشف شده که بیشتر آنها با خط نوشته ای که امروزه ” هاراپانی” نامیده می شود منقش شده اند. متأسفانه از این خط نوشته هنوز رمزگشایی نشده است چراکه ۴۱۹ علامت مختلف تشخیص داده شده بر روی اشیاء کشف شده ،بیشتر از آن تعدادی است که بتواند برابر استاندارهای زبانشناسی امروز، برای ترکیب با یکدیگر و ایجاد کلمه یا جمله ، مورد استفاده قرار گیرند. لذا می توان احتمال داد که خط مورد استفاده در تمدن مهنجو دارو به اصطلاح امروز   “واژه نگاشت” یا “لوگوکرام”  بوده است . بعبارت دیگرخط هاراپانی فاقد حروف ، هجا و صدا بوده و دراویدی ها مجموعه ای پیش آماده شده از جملات را برای نوشتن بکار می بردند. لذا دسترسی مستقیم  به محتوی نوشتاری دراویدی ها هنوز امکانپذیر نیست و به تبع اولی برای اثبات دراویدی بودن یوگا نمی توان به مرجعی نوشتاری مانند کتاب یا جزوه یا هرگونه خط نوشته دیگری در آثار فرهنگی دراویدن ها استناد کرد ولی در عین حال در میان اشیاء کشف شده در تمدن موهنجودارو ظروف الواح و بویژه “مُهر” هایی منقش به تصاویری از مردان یا جانورانی مذکر که در حالتهای مختلف “یوگا” در حال مراقبه هستند ، بدست آمده که این بروشنی نشان دهندۀ آشنایی کامل مردم این تمدن با آموزشهای یوگا آشنا می باشند.

مقاله ای بقلم یحیی خوشمرام

برگرفته از مجموعه آموزه های : دکتر سیدمصطفی آزمایش

پخش : اندیشکده سما