استحاله یا استقلال ؟ بخش ششم؛ از تقدیس تا تقلید

یحیی خوشمرام ؛ روشنگری هایی در خصوص وضعیت فعلی سلسله نعمت اللهی گنابادی

۱۳۹

در بخش گذشته دیدیم که حوزه های علمیه در سطح کلان ، با تمام قوا به تولید و اشاعه «پوپولیزم» مشغول هستند

برای درک چگونگی بهره برداری حوزهای علمیه از پوپولیزم ابتدا ناچار هستیم پنج  کارکرد اصلی پوپولیزم را بشرح ذیل مورد مطالعه قرار دهیم.

این کارکردها عبارتند از : جعل «تقدس»، تولید «کاریزما»، مدیریت کاریزماتیک ،همانند سازی اجزاء و سرانجام ایجاد الگوهای کلان رفتاری یا همان «تقلید».

  • نخستین کارکرد پوپولیزم تولید تقدس از هر راهی حتی جعل می باشد.

پوپولیزم در تلاش است تا برای تمامی حوزهای مرتبط با فعالیت خودش «تقدس» زایی کند.

همانگونه که گفتیم «تقدس» در قرآن کریم به مفهوم پاکی از آلودگی ها  و پالودگی است ولی «تقدس» مورد نظر پوپولیسم فقط در لفظ با «تقدس» مورد نظر  قرآن مشترک است و از این بابت بسیاری از مردمی که هنوز «اندیشدن» را نیاموخته اند دچار اشتباه می شوند.

برخلاف آنچه که بسیاری تصور می کنند برای جعل «تقدس» نیاز به معنویات نیست کافی است «تقدس» یک حوزه مورد نظر، به مردم باورانده شود؛ مانند تقدس وطن یا سرزمین یا ناموس یا هر مقوله دیگری که نیاز باشد.

دست بر قضا جعل تقدس در نظامهایی مانند شوروی سابق، چین و کره شمالی بسیار بیشتر بود و هست تا در جوامعی که مردم دارای مذهبی خاص هستند ولی آزاد اندیشی درجامعه رواج دارد.

بنابراین  ترویج تقدس نسبتی معکوس با آزاد اندیشی دارد و هرچه دایره تقدس زایی بزرگتر باشد فضای اندیشدن کوچکتر است و هر چه اندیشه کمتر باشد پوپولیسم رشد بیشتری خواهد داشت.

البته همانگونه پیشتر یادآور شدیم لمپن ها با دریافت رانت های فوق تصور ،حافظان و  در مواردی ناشران وحتی  مبلغان این تقدس نیز می باشند

در جامعه ایران بسیاری از آنها «بانی» خیر و  مجالس عزاداری  و هدایت کننده دسته جات سینه زنی هستند و در چنین بستری از پویولیزم و لمپنیزم است که حتی اقلیت های غیر مسلمان هم – با واسطه گری برخی از لمپن های رانت خوار – دارای دسته های سینه زنی هستند!

بعبارت دیگر در حالی که تاکنون یکی از «مراجع»‌ هم دیده نشده است که خودش «سینه زنی» یا «زنجیرزنی»  کند  ولی بسیاری از اقلیتهای غیر مسلمان! به امید دریافت رانت در اوضاع وخیم اقتصادی دسته های متعدد زنجیر زنی به راه می اندازندشاید این نکته توجیه کننده این واقعیت باشد که چرا نظام پوپولیستی برای بهبود وضعیت معیشت مردم تلاشی نمی کند، اقدام جدی انجام نمی دهد و اگر نیک بنگریم سطح اقدامات انجام شده بسیار پایین تر از توان واقعی نظام حاکم است.

دلیلش آن است که از نظر پوپولیزم منابع موجود باید به خادمان پوپولیزم اختصاص یابد نه همه اجزای جامعه!

لمپن ها  با تکیه بر ویژگیهای ساختاری شان یعنی بیسوادی ، خشونت و قانون شکنی هر نوع سوال پرسشی را به شدیدترین وجه و با کمترین هزینه برای حاکمیت ، سرکوب می کنند.

این هزینه ها  عبارتند از هزینه بازداشت و برگزاری دادگاه و لزوم رعایت برخی از تشریفات قانونی که توسط خود نظام پوپولیست برای حفظ ظاهر وضع شده است و نیز هزینه های پاسخگویی به خانواده ، محل کار، جامعه نهاد های مدنی مطبوعات و حتی  نهادهای داخلی و خارجی پیگیر حقوق بشر کسانی که برایشان «سوال» پیش می آید با توجه به اینکه طرح سوال همیشه نشانه ای از «اندیشیدن» است که البته با مقتضیات پوپولیزم سازگار نیست ، خیلی خوب است تا «بهرطریق» ممکن خودشان متقاعد شوند که سوالاتشان را برای خودشان نگاه دارند و آنها را مطرح نکنند و مراقبت بر انجام  این مهم بر عهده «لمپن» هاست!

از این رو همانگونه که قبلا توضیح داده شد، حوزه های علمیه  به موازات استقرار «پوپولیزم» برنامه های گسترده ای را برای «لمپن پروری» یا  «لمپنیزاسیون» در دستور کار خود قرار داده اند.

  • دومین کارکرد مهم پوپولیزم تولید« کاریزما»ست کاریزما عبارت است از نوعی فرهمندی منحصر به فرد که به دلایل خاص تنها برای اشخاص بسیار نادر امکانپذیر است و بقیه به دلایل فراوان ـ مثلا ژنتیکی ـ از آن محروم هستند.

پوپولیسم با تبلیغات شبانه روزی توده ها را متقاعد می کند که آنها هرگز نمی توانند فرهمند باشند پس بهتر است خود را وقف فرهمندی فرهمندان کنند تا بتوانند به حداقل حیات خود یعنی «زیست» بجای «زندگی» ادامه دهند.

برای مثال در سلسله نعمت اللهی گنابادی به شخصیت  «مولازاده» بطور پیوسته ویژگی  «کاریزماتیک» الصاق می گردد و مرتباَ و لاینقطع برای آن تبلیغ می گردد.

بقیه دراویش گنابادی باید بپذیرند که به دلایل ژنتیکی که اختیار آن از دست «همه» حتی خود مولازاده هم خارج است آنها یعنی دراویش باید تسلیم وضعیت موجود شده و به تقدس مولازاده ها ایمان بیاورند.

در اینجا تمامی تلاش ممکن بکار برده می شود تا «تقدس» از قطب به فرزندانش «تعمیم» یابد که این تفاوت چندانی با «جعل» ندارد چون می دانیم براساس آموزه های قرآنی که در بخشهای پیشین اشاره شد منجمله مدلول مندرج در آیه ۴۶ سوره هود «تقدس»  هیچگاه قابل انتقال از طریق جسمانیت  نیست و هرگز «آل» «اهل»نمی شود.

بنابراین «باوراندن» این که مولازاده ها بخاطر تقدس اقطاب ،  مقدس یا حتی قابل احترامی بیش از حد عادی هستند قطعا «جعل» تقدس  برای یک شرک مضاعف محسوب می گردد که در قرآن از آن به «جهل» تعبیر شده و ما آن را «جهل مقدس» می نامیم.

در اینجا هم صیانت از این «جهل مقدس» و این «شرک» بیّن ، برعهده «لومپن» های مامور در سلسله گنابادی است.

اگر چه پیش از این توسط برخی از منتسبین و نفوذی های حاکمیت در سلسله گنابادی که در کلام قطب سلسله – دکترنورعلی تابنده – از آنها تعبیر به «موریانه» شده است ،«لومپن پروری» بطور کامل و گسترده انجام شده است ولذا «لومپن های محلی» نیز حاضر هستند! با اینحال کاملا مشخص است که از سوی نهادهای حاکمیت تعداد کثیری «لومپن» های آموزش دیده در حوزه های علمیه به داخل سلسله نعمت اللهی گسیل شده اند تا بر روند تحکیم جایگاه مولازاده – که هرگز در عرفان و تصوف مسبوق به سابقه نبوده است و هم ارز جایگاه آقازاده یعنی به اصطللاح عوام «بچه آخوند» در بیرون سلسله می باشد – اهتمام تمام ورزند.

این لومپن ها خودشان را رسما «یقه چرکی» معرفی می کنند و اشاره آنها به گروهی از اعضای گروهگ ترورستی فدائیان اسلام است که نظافت و آراستگی را از مظاهر تجدد و تمدن بحساب می آوردند و با آن مبارزه می کردند لذا تعمدا با لباس چرک و باز بقول عوام «آبگوشت خالی کرده در گریبان» در جامعه ظاهر می شدند و بویژه در دوران پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی « یقه پاکیزه» معیار پاکسازی های گسترده در ادارات دولتی بود و کسانی که می خواستند بهر طریق شغلشان را حفظ کرده و معاششان مختل نشود می بایست علاوه بر داشتن «ته ریش» همچنین با «یقه چرکین» بر سر کار حاضر شوند و از آن زمان آراستگی و نظافت دارای  بار ارزشی منفی و پلشتی و «یقه چرکی» داشتن ، دارای بار ارزشی مثبت شد و نیز ناگفته نماند که بسیاری از این لومپن های «یقه چرکی» ها به مدد «یقه چرکشان» به مناصب و مصادر بالای حکومتی نیز دست یافتند.

  • سومین کارکرد مهم پوپولیزم استقرار  مدیریت کاریزماتیک بااستفاده از کاریزماست که در سطوح بالای سیاسی از آن به رهبری کاریزماتیک تعبیر می گردد.

در سیستمی که با مدیریت کاریزماتیک اداره می شود اجزاء سیستم موظف به اطاعت محض هستند و حق هیچگونه ابتکار یا ابداع شخصی را ندارند و به اصطلاح مجری منویات رهبر سیستم می باشند.

بدیهی است که در چنین سیستمی طرح هر گونه پرسشی می تواند به تلاش برای به چالش کشیدن رهبری کاریزماتیک تعبییر گردد.

بنابراین در چنین سیستمی اجزاء، بجای طرح پرسش فقط اجازه دارند تا به « ستایش» مدیر یا رهبر کاریزماتیک بپردازند و باز مانند دو کارکرد بالا که ذکر شد لومپن ها ، نگهبانان حریم یا بعبارتی تقدس مدیریت کاریزماتیکی هستند، که توسط پوپولیزم بر سیستم مسلط شده است.

آنها به منظور حسن انجام ماموریتی که از سوی پوپولیزم به آنها واگذار شده است ،دارای آزادی عمل کامل بوده و از هرگونه پیگیری و عواقبی معاف می باشند.

بعبارت دیگر کارکردهای قضایی و امنیتی مرسوم در جامعه  در مورد آنها کاملا «خاموش» است و انها باید با استفاده از  اختیارات فوق العاده ای که در اختیار آنها گذاشته شده است، ماموریت صیانت از تقدس کاریزما را به بهترین وجه به انجام برسانند و تلاش کنند تا آنجا که ممکن است پای نهادهای رسمی به هیچ قضیه ای  باز نشود.

علی خامنه ای رهبر نظام در پیامی روشن از «لومپن» ها خواست که برای «حراست» از تقدس کاریزمای رهبری، منتظر نهاد های رسمی نباشند بلکه کاملا «آتش به اختیار» عمل کنند.

در طول این چهل و اندی سال هرگز گزارشی از پیگیری قضایی «لومپن» های آتش به اختیار که به نتیجه مشخصی رسیده باشد، منتشر نشده است .

  • چهارمین کارکرد پوپولیزم همانند سازی یا یکسان کردن تمامی اجزاء جامعه است.

در سیستمی که براساس  تقدس و کاریزما  ایجاد شده است انسانها نقش چندانی در آینده خودشان ندارند و تمامی «مقدرات» در جای دیگر تعیین و به «اجزاء» یعنی اعضای جامعه ابلاغ می گردد.

بنابراین رواج «تقدیرگرایی» از مشخصه های سیستم های پوپولیستی است.

در چنین سیستمی ارزش هر انسان بسته به نقشی است که برای سیستم ایفاء می کند.

البته راه برای ترقی اجزاء در  چنین سیستمی بطور کامل بسته نیست: کافی است هر یک از اجزاء در نزاع درونی میان پایداری بر اصول انسانیت و یا داشتن یک زندگی بهتر به این نتیجه شوم برسد که باید با پشت کردن به فطرت و وجدان انسانی،  پای در راه «لمپن» شدن بگذارد و در این راه البته بتواند نظر مثبت اولیاء جامعه را نیز جلب کند؛ آنگاه می تواند امید داشته باشد که  به بالاترین مدارج ممکن در لمپنیزم دست یابد.

ولی اگر بخواهد بر انسان بودن و بر انسانیت خود پای فشارد سرنوشتی جز یک «زیست» دردناک در پایین ترین سطوح جامعه را نخواهد داشت مگر اینکه به دنبال راه سومی باشد و آن شکستن بندهای رقیت و بندگی در یک جامعه کاریزماسالار است.

  • پنچمین و مهمترین کارکرد پوپولیزم پس  از جعل تقدس  ، ایجاد کاریزما ، استقرار مدیریت کاریزمایتک ، و یکسان سازی اجزاء ، نهادینه کردن «تقلید» در پایین ترین سطوح سیستم  است که به پوپولیستی کردن کامل جامعه می انجامد.

استقرار مدیریت کاریزماتیک این امکان را به سیاستگزاران می دهد تا الگوی های رفتاری مورد نظر خودشان را در هرزمان به اجزای جامعه ابلاغ کنند و در چهارچوب «تقلید»،  اجزا موظف به اجرای کامل این الگوی های رفتاری مورد نظر مدیریت جامعه می باشند.

برای مثال در کشوری مانند کره شمالی که با مدیریت کاریزماتیک اداره می شود، مردان موظف به تقلید مدل آرایش موی رهبر کشور هستند ! و زنان نیز باید از چند مدل آرایش مو که توسط حاکمیت معرفی شده و هر چندسال یکبار تغییر می کند ،پیروی کنند و برابر گزارشهای منتشره طرح هرگونه سوال یا شبهه و یا توسل به هرگونه ابتکار شخصی می تواند به بهای زندگی شخص تمام شود .

در ایران نیز بر تبلیغ و ترویج برخی از الگوهای رفتاری بیگانه با جامعه ایران تاکید زیادی میشود : چند همسری ، تولید فله ای انسان  با نام پرطمطراق «فرزندآوری» و حتی رواج روابط بی بندو بار خارج از چهارچوب خانواده تحت نام فریینده «ازدواج موقت» که معمولا پنهان از چشم همسر انجام می شود و باعث تلاشی خانواده های بسیاری شده است، از آن جمله اند.

با تلاش شبانه روزی ارگانهای حاکمیت ، همین وضعیت به سلسله گنابادی نیز تسری یافته است:

هم چند همسری و هم روابط خارج از چهارچوب خانواده با نام «صیغه» شناخته میشود، همواره در سلسله گنابادی ممنوع و مذموم بوده است وهرگز چنین رفتارهایی از دراویش دیده نشده بود، در حالی که امروزه شاهد هستیم «لومپن» ها بخصوص فرزندان منتسب به برخی از بزرگان سلسله آلوده چنین رفتارهای ضد درویشی هستند و کار بسیاری از آنها به رسوایی هم کشیده شده و حتی دارای پرونده در مراجع قضایی نیز هستند و در مواردی مشایخ سلسله ناچار به پادرمیانی و سرپوش گذاشتن بر مفاسد فرزندان خود شده اند.

اینگونه رفتارها در کنار رواج و بلکه ترویج استعمال انواع «دود» که انهم صریحا در تمامی متون سلسله نعمت اللهی گنابادی منع شده است، تصادفی نبوده و حاکی از برنامه ریزی حاکمیت برای رواج الگوهای ضد ارزش تصوف برای «استحاله » تصوف است.

در حقیقت سه رفتار چند همسری ، صیغه متعه و استعمال مواد مخدر بخصوص تریاک و شیشه که همواره مخالف اصول تصوف و درویشی بوده و هست در میان طلبه های حوزه های علمیه رواج کامل داشته و همانگونه که اشاره شد توسط بوقهای حاکمیت تبلیغ و ترویج هم می گردند.

لذا ترویج این رفتارها در سلسله گنابادی تصادفی نبوده و بخشی  از یک برنامه جامع هماهنگ شده با موریانه های فقری داخل سلسله گنابادی در جهت تخریب و محو کامل ارزشهای فقری و درویشی برای همیشه می باشد.

این برنامه با پشتیبانی کامل  «یقه چرکی» های داخل سلسله در حال اجراء ست اما طرحهای پوپولیزم به اینجا ختم نمی شود.

اجرای موفقیت آمیز  کارکرد پنچم پوپولیزم یعنی جایگزینی « تلقید» بجای «تفکر» – به زعم آنها ـ تیر خلاصی است که می تواند به حیات معنوی تصوف در ایران برای همیشه خاتمه داده و تنها پیکری بی روح  از عرفان و تصوف را در اختیار پوپولیزم برای استفاده در اهداف «کلان تر» قرار دهد.

در حقیقت آنچه آنها را به طمع دست اندازی به سلسله نعمت اللهی  گنابادی انداخت، نگاه بیرونی آنها به سلسله بود و برداشتی که از وفاداری دراویش به قطب شان داشتند.

این وفاداری و علاقه را به همان «تقلیدی» که میان شیعیان از «مراجع» وجود دارد، تعبیر می کردند و تصور می کردند که این سطح بالاتری از همان «تقلید» است.

چرا که بطور سنتی تلقید شیعیان از مراجع تنها در امور دینی است، ولی تقلیدی که آنها از درویش می دیدند در تمام شئون زندگی بود، بعلاوه تعدد مراجع مشکل دیگری بود که در سلسله گنابادی وجود نداشت.

لذا به این نتیجه رسیدند که  می توانند با اعمال  «مهندسی جانشینی» پس از حذف فیزیکی قطب سلسله  و مستقر کردن یک قطب حکومتی، این وفاداری همچنان پابرجا مانده و آنها می توانند جهت آن را  به سمت حکومت منحرف کنند.

اینکه پوپولیزم تا چه میزان به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یافت و در راه دستیابی به این اهداف به چه تکنیکهایی متوسل شد در بخشهای بعدی مورد بررسی و مداقه قرار می گیرد.

استحاله یا استقلال ؟ بخش اول؛ سنت جاهلی

استحاله یا استقلال ؟ بخش دوم؛ قطبیت نادرویشها

استحاله یا استقلال ؟ بخش سوم؛ جهل مقدس

استحاله یا استقلال ؟ بخش چهارم؛ لومپنیزاسیون

استحاله یا استقلال ؟ بخش پنجم؛ لمپن ها نگهبانان «پوپولیسم»هستند!