قسمت دوازدهم؛ «نماز و اسرار یوگا»

۵۶

از همین “هیچ” شدن است
که “همه چیز” زاییده می شود.

خداوند بزرگ چون نفس را آفرید از او پرسید من که هستم ؟

نفس پاسخ داد: “من که هستم ؟”

پس خدای بزرگ او را به دریاهای پرتلاطم ” بازگشت به باطن خویشتن ” در افکند تا سرانجام آن “الف مبسوط” را دریافت و از همۀ پلیدیهای خود انگاری رهایی یافت و به آن نشئه وجودی خودش بازگشت.

پس بار دیگر خدای تعالی از او پرسید : “من که هستم؟”

نفس گفت: ” تویی آن خدای یگانۀ قهار” !

اینگونه است که فرموده اند بکُشید نفسهایتان را که مقاماتش را جز به قهر در نیابد.

این کلام زیبا و موجز از مولی الموالی حضرت علی علیه السلام بروشنی و بشکلی شگرف و دقیق دربر دارندۀ اهداف و محتوای یوگا می باشد.

آفرینش همان دریای متلاطم بازگشت به خویشتن بوده و یوگا مکتبی است که لازمه شنا در این دریای پرتلاطم در آن آموزش داده می شود :

ای عاشقان ای عاشقان امروز مائیم و شما

افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا

برای یافتن الف مبسوط و رجوع به آن “خویشتن ” حقیقی چاره ای جز رهایی ازین «خویشتن موهوم» که همه وجود ما را در برگرفته نیست و چون این « خویشتن موهوم »، تمامی ذهن ما را در اختیار خود گرفته است، لذا نمی توانیم خویشتن دیگری را تصور کنیم.

این خویشتن مجازی خود را تنها و تمامی هستی ممکن برای ما جلوه داده و ما را چنان در بند خودیت خودمان اسیر کرده است که رهایی از آن برای ما به مفهوم “هیچ” شدن است.

از این رو مربیان «ودا»یی به شاگردان میگفند که از “هیچ” شدن نهراسند و بدانند که از همین “هیچ” شدن است که “همه چیز” زاییده می شود.

در رسالۀ شریفۀ پند صالح نیز صراحتاً به دو نوع هستی موهوم و واقعی اشاره شده است آنجا که می فرماید :

“… یاد بنده حق را که نشانه یاد خدا و هم مستلزم یاد اوست بنده را بالاخره انسان را از «هستی موهوم » می‌رهاند و به «هستی واقعی» می‌رساند ….”

در نوشتار پیشین بیان شد که در یوگا شاگرد با تمرین قربانی کردن عزیزترین دارایی اش یعنی”دم” درحقیقت خود راآهسته آهسته برای اهداء قربانیی بزرگتر یعنی “خودش” یا بعبارتی “خودیت خودش ” و باز بعبارت دقیقتر “خودیت موهوم خودش” که آن را به اشتباه اصیل می پندارد ، آماده می کند.

نیل به این مرحله به یکباره نیست در ابتدا شاگرد همچنان به تقدیم قربانی های مادی به آتش ادامه می دهد.

سپس با تجویز گورو بفراخور حال شروع به تمرین حبس نفس می کند و با قربانی کردن دم (Pranas) آهسته آهسته برخی از قوای نهفتۀ اش بیدار میشود از این مرحله آتش بیرونی -آگنی -(Agni) که شاگرد قربانی اش را به او تقدیم می کرد باطنی شده و شاگرد شروع به قربانی کردن “حواس” پنجگانه اش به آتشی درونی شده اش (samyamagni) می کند.

در مورد مفهوم آتش یا “آگنی” که احتمالاً ریشه واژۀ “النار” در زبان عربی نیز می باشد در مبحث مربوطه بررسی عمیق و همه جانبه ارائه خواهد شد.

در اینجا بار دیگر اشاره می شود که این واژه در زبان سانسکریت ، خود از ریشۀ “Aj” به چم حرکت و انرژی می باشد.

بنابراین باطنی شدن “آگنی” در وجود شاگرد نیز به مفهوم بازگشت آتش به باطن اصلی خودش یعنی حرکت و انرژی می باشد چرا که انجام تمارین آسانهای مختلف موجب تقویت و چرخش انرژی در بدن و روان شاگرد می گردد.

البته مراحلی که از قربانی دم یا حبس نفس شروع شده و تا قربانی نهایی یعنی “خودیت ” خودش امتداد می یابد در مکاتب مختلف یوگا مانند پاتنجلی یا بهاگاوادگیا یکسان نیست.

ولی آنچه که مسلم است آنکه یوگا عرصه ای است که در آن شاگرد در عمل با انخلاع از “خودیت”اش و رجوع به باطن خویش ، بر باطن انچه که “جهان بیرونی” می پندارد تسلط می یابد.

این مفهوم بویژه در آئین ومکتب تعلیم و تربیتی بودا بطور کامل وشگفت آوری مورد استفاده قرار گرفته بنحوی که آخرین دستاوردهای دانش بشری گام به گام به افقهایی که در آئین بودا ترسیم شده است نزدیک می شود.

همانگونه که بارها اشاره شد نباید به محتوای متون «ودایی» ساده انگارانه نگریست:

تقدیم قربانی به آتش و گرامیداشت آن -هم در هند و هم در ایران- باستان نه از ترس و جهل بلکه از روی دانشی بوده است که نسبت به نقش تربیتی “آگنی” برای بشر وجود داشته است.

دست بر قضا در بین متون معروف به کتب آسمانی مشابهات قابل تأملی در محتوای برخی از آیات شریفهء قرآن مجید و «معارف توحیدی ودایی» میتوان بازیابی کرد و این یکی از مواردی است که می توان برای غیر بشری بودن منشاء قرآن به آن استناد کرد.

برای مثال اگر “آگنی” در متون ودایی «ایزد آتش» و موجودی مقدس به شمار میرود، در قرآن مجید نیز بیش از یکصد بار واژۀ “النار”(آتش) در موارد مختلف مورد استفاده قرار گرفته و حتی به گفتگوی میان آتش و مربیان باطنی و راه رفتگان عرصه سلوک صراحتاً اشاره شده است.

آنچه که در خصوص سرد شدن آتش بر ابراهیم (ع) در قرآن ذکر شده است بروشنی یادآور بتمام‌ معنای رابطۀ “ایندرا” و “آگنی” در متون ودایی میباشد؛ کاربرد صیغۀ اول شخص جمع در عبارت:

” قلنا یا نار کونی بردا وسلاما”

نشان دهندۀ آن است که این “ایزدان” بوده اند که با آتش سخن می گفته اند و فرمانبرداری آتش از آنها نیز نشان دهنده ظرفیت هایی است که شاگرد مکتب یوگا می تواند به آن دست یابد.

سرد شدن آتش بر ابراهیم علیه السلام نشاندهندۀ آن است که او و/یا مربی اش بر باطن آتش مسلط بوده اند و این مطابق فرمایش حضرت علی علیه السلام است( با رهایی از “پلیدی” هایِ «خودیت کاذب/نفس اماره» از طریق تقدیم آنها به مثابه قربانی به آتش درمسیر بازگشت به«باطن»، میسر شده است).

در حقیقت سوزاندن پلیدی ها در آتش یا تقدیم “خودیت” به «آگنی» به عنوان قربانی، سرنوشت محتوم تمامی افراد بشر است و اگر کسی از این فرصتی که در این زندگانی نصیبش شده است به اختیار برای رهایی از «خودیت کاذب خودش» بهره نبرد و استفاده نکند، البته در ادامه سیر انشایی تحول جوهری ، تا سوزانده شدن همه پلیدیهایش مدتی را در آتش توقف خواهد کرد.

در یکی از کتیبه های «کرتیر موبد» – والاجاه ترین هیربد عصرساسانی- که بخشی از معراجنامۀ وی می باشد آمده است :

“…. در اینجا چاه دوزخ رامی بینند و می خواهند که به راه خود ادامه دهند اما به آنان گفته می شود که چاره ای نیست جز اینکه از پلی که بر روی آن چاه است و بیشتر به تیغی می ماند، بگذرند… ”

صرف نظر از صحت انتساب این معراجنامه به «کرتیر موبد» جایگاه ویژه آتش در آن تداعی کننده نقش تربیتی «آذر/ آگنی/ نار» در عموم مکاتب و ادیان توحیدی است.

در قرآن مجید آیه ۷۱ سورۀ مریم می خوانیم :

” وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیًّا”

شاید کمتر آیه ای در قرآن مجید یافت شود که به این قاطعیت و استحکام قانونی را بیان کرده باشد.

از تلفیق مدلول این آیۀ شریفه با محتوای فرمایش حضرت علی علیه اسلام که در بالا ذکر شد می توان نتیجه گرفت آتش آزمونی است برای سنجش معیار پاکیها، چرا که آتش در اصل سوزانندۀ همۀ پلیدی هاست: آن کس که هنوز از خودیتش و عوارض آن منخلع نشده برای آتش هیزمی بیش نیست تا با ورود به آن سوزانده شود.

آن چنان که در قرآن کریم بیان شده است و آن کس به باطن خویش باز گشته و از خودیت خودش رها گشته دیگر چیزی برای سوخته شدن ندارد و اگر در آتش وارد شود آتش بر او گلستان باشد آنچنانکه بر ابراهیم بود.

از اینجا می توان فهمید که چرا “آگنی” ایزد آتش و قربانی در متون ودایی مهمترین ایزد پس از ایندار میباشد و چرا نخستین سرودهای نخستین بخش ریگ ودا یعنی “سمهتیا” با تقدیس او آغاز میشود و اینکه چرا ایرانیان همواره آتش را گرامی داشته آن را روشن نگاه می داشته اند . آتش سوزانندۀ هستی موهوم و تنهاراه بازگشت به خویشتن حقیقی است چنانکه در قرآن کریم می فرماید:

“مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلَاکُمْ … “

ادامه دارد… 

یحیی خوشمرام 

از همین نویسنده بیشتر بخوانیم : 

نماز و اسرار «یوگا»؛ بقلم یحیی خوشمرام

نماز و اسرار «یوگا»؛ بخش دوم 

نماز و اسرار یوگا؛ قسمت سوم

بخش چهارم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت اول ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت دوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش پنجم – قسمت سوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

بخش ششم  ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هفتم بخش اول ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هفتم بخش دوم ؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت هشتم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت نهم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت دهم؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت یازدهم بخش اول؛ «نماز و اسرار یوگا»

قسمت یازدهم بخش دوم؛ «نماز و اسرار یوگا»